۱۳ /۰۷ /۱۴۰۱

انحراف از مسیر فرشتگی

یادداشت || روزنامه آرمان ملی||۱۴۰۰/۰۴/۰۸

علی بهادری جهرمی، حقوقدان عضو هیئت علمی گروه حقوق دانشگاه تربیت مدرس؛

پروانه وکالت رودی جولیانی، وکیل شخصی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا تعلیق شده است. دادگاه ایالتی نیویورک رفتار جولیانی را خطری برای مصالح عمومی تشخیص داده و پروانه وکالت این وکیل پرسابقه را تعلیق کرده است. سه نکته در این خصوص نوشتنی است:

در جامعه حقوقی به درستی مشهور است که وکیل و قاضی، دو بال فرشته عدالت هستند. اولین مفهوم این عبارت این است که در دسترسی به عدالت، وکیل کارویژه‌ای همانند قاضی دارد: هرجایی که وکیل می‌تواند ورود داشته باشد، بدون‌وکیل یا نمی‌توان به‌حق رسید، یا با مشقت فراوان حق محقق می‌شود یا اینکه فقط می‌توان به بخشی از حق رسید.

مفهوم مخالف این مهم این است که اگر اقدامات و اظهارات وکیل، کمک کارِ نائل‌شدن به‌‌حق نباشد، از کارکرد اصلی خود عدول کرده و مستوجب نکوهش است. لذا همواره باید «انحراف در مسیر دادرسی» به عنوان یک تخلف جدی با ضمانت اجرای قوی در نظر گرفته شود. رودی جولیانی به همین دلیل که با اظهارات و اقداماتش دادگاه‌های آمریکا را از مسیر دادرسی عادلانه منحرف کرده بود، از کار برکنار شد.

انحراف در مسیر دادرسی، فقط ناظر به اظهارات و لوایح ارائه‌شده در دادگاه نیست. بعضی پرونده‌های کثیرالشاکی یا رسانه‌ای‌شده وضعیت متفاوتی دارند. در این قبیل موارد یک وکیل، فقط در دادگاه نیست که از موکل دفاع می‌کند. هیچ‌کس منکر نقش بی‌بدیل افکار عمومی در تصمیم‌گیری‌های مسئولان نیست.

از طرف دیگر، قاضی هم در صدور رای مستقل است و صرفا بر اساس محتویات پرونده رای صادر می‌کند. ممکن است وکیلی که محتویات پرونده را صدور رای به نفع خود نمی‌داند از ابزار افکار عمومی برای فشار به قاضی در صدور رای بهره‌برداری کند. رسانه‌ای کردن اطلاعات غلط، مانور صرفا روی بخشی از اطلاعات درست، آمیخته کردن اطلاعات غلط با اطلاعات درست و تهییج افکار عمومی با سخنرانی‌های پرطمطراق بخشی از این ابزارها است.

درست است که ضمن پذیرش اصل علنی‌بودن رسیدگی (نه تحقیقات)، در قانون آیین دادرسی کیفری ما برخی محدودیت‌ها برای «رسانه‌ای شدن» محتویات پرونده در دست رسیدگی در نظر داشته شده است، اما اولا نقض این محدودیت‌ها دارای ضمانت اجرای درخوری نیست و ثانیا بخش کثیری از پرونده‌های غیرکیفری مشمول قواعد قانون آیین دادرسی کیفری نیست.

نظیر مورد جولیانی، بارها دیده شده که انحراف در مسیر دادرسی از سوی برخی وکلا به همین شیوه صورت می‌گیرد: به اقتضای اصل استقلال قاضی و جلوگیری از انحراف در مسیر دادرسی، رسانه‌ای شدن یک موضوع در دست رسیدگی نباید بدون حد و مرز و بی‌قید و شرط باشد. در حکم تعلیقی رودی جولیانی آمده است او «بدون‌هیچ مدرک و سندی نسبت به نتایج انتخابات سوم اکتبر دست به تبلیغات و اظهارات ناصحیح زده» است‌‌. البته که خودپالایشی جامعه وکالت، تنها ناظر به آمریکا و مورد جولیانی نیست، در همه کشورها مرسوم است.

اولین فایده در نظر داشتن این بدیهیات، ارتقای شأن و تقویت استقلال نهاد وکالت است. نانوشته پیداست وکیلی که با عدول از فرشتگی عدالت، در مسیر دادرسی انحراف ایجاد کند و عملا بر سر راه رسیدن به عدالت مانع ایجاد کند، چهره وکلا را بین مردم مخدوش کرده است. نگاه منفی بخشی از جامعه به صنف وکیل ناشی از عملکرد همین بسیار معدود وکلا است.

البته وقتی حرمت امامزاده را متولی حفظ نکند، سایرین در پندار اشتباه خود غوطه‌ور شده و جری‌تر هم می‌شوند: جدی‌ترین برخوردها با برهم‌زنندگان شأن و استقلال جامعه وکالت باید از سوی خود وکلا صورت پذیرد، پیش از آنکه شخص یا نهادی از بیرون در کار وکلا دخالت کند یا برچسب‌های ناصحیح به وکلا در بین افکار عمومی آنقدر دست به دست شود که دیگر نتوان آنها را از اذهان زدود.