نویسنده: علی بهادری جهرمی
چکیده
رسانههای اجتماعی بهعنوان یکی از پرکاربردترین ابزارهای دیجیتال، فرصتهای گستردهای را برای کودکان و نوجوانان فراهم کرده است؛ اما همزمان مخاطراتی همچون دسترسی به محتوای نامناسب، نقض حریم خصوصی، تبلیغات فریبنده و سوءاستفاده از دادههای شخصی را به همراه داشته است. دراینمیان، کشورها تلاش کردهاند تا با اتخاذ مدلهای مختلف تنظیمگری رسانهای، از کودکان در برابر آسیبهای فضای مجازی محافظت کنند. این پژوهش، با رویکرد تطبیقی و تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای، در مقام پاسخ به این پرسش که رهیافت مطلوب تنظیمگری محتوای رسانههای اجتماعی بهمنظور حفاظت از کودکان و نوجوانان در محیط دیجیتال چگونه است، مدلهای تنظیمگری حمایت از کودکان در رسانههای اجتماعی را مورد بررسی قرار داده و رویه ایران را در این حوزه ارزیابی کرده است. یافتهها نشان میدهد که کشورهای مختلف از چهار مدل اصلی تنظیمگری شامل تنظیمگری دولتی، خودتنظیمی، تنظیمگری مشارکتی و تنظیمگری چندسطحی استفاده میکنند. راهبرد کشور ما با الگوی تنظیمگری دولتی بیشتر قابل تطبیق است که امروز بهنوعی الگوی سنتی در زمینه تنظیمگری رسانهها مبدل شده است. از سویدیگر چالشهایی همچون فقدان هماهنگی میان نهادهای نظارتی، ضعف در اجرای مقررات ردهبندی سنی، عدم تولید محتوای مناسب و اختصاصیسازی فضاهای مورد نیاز علاوه بر چالشهای اجرایی در نظارت بر سکوهای خارجی مانع از اجرای کارآمد سیاستهای حمایتی در ایران شده است. برایناساس، پژوهش پیشنهاد میکند که مدل تنظیمگری ایران بهسمت یک ساختار ترکیبی از تنظیمگری مشارکتی و چندسطحی حرکت کند تا ضمن حفظ ارزشهای بومی، از تجارب بینالمللی نیز بهرهمند شود. اصلاحات قانونی، بهبود همکاری بین دولت و شرکتهای رسانهای، و تقویت تولید محتوا و زیرساختها و سواد رسانهای برای والدین و کودکان ازجمله راهکارهایی است که میتواند تنظیمگری رسانههای اجتماعی را در ایران مؤثرتر سازد.
کلیدواژهها: رسانههای اجتماعی؛ تنظیمگری رسانهای؛ حمایت از کودکان؛ حمایت از نوجوانان؛ سیاستهای نظارت


