جنگ رمضان و فرصت بازطراحی نقش ایران در تحقق نظم جدید جهانی

بسم الله الرحمن الرحیم

جنگ رمضان و فرصت بازطراحی نقش ایران در تحقق نظم جدید جهانی

جهان امروز در حال عبور از یک پیچ تاریخی مهم است؛ تحولی که آثار آن را می‌توان در تغییر موازنه‌های قدرت، تضعیف جایگاه قدرت‌های سنتی و ظهور نشانه‌های یک آرایش جدید جهانی مشاهده کرد. نظمی که سال‌ها بر پایه سلطه و یک‌جانبه‌گرایی شکل گرفته بود، امروز با چالش‌های جدی روبه‌رو شده و کارآمدی گذشته خود را از دست داده است. در چنین شرایطی، رهبر شهید انقلاب اسلامی از تحقق یک نظم نوین جهانی سخن گفته‌اند؛ نظمی که به‌تدریج در حال شکل‌گیری است و نشانه‌های آن در تحولات جاری جهان قابل مشاهده است.

با این حال، مسئله اصلی فقط شناخت این تحول نیست، بلکه تعیین نسبت ما با آن است. در میانه این دگرگونی‌ها، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که ایران چه جایگاهی باید برای خود تعریف کند و چه نقشی می‌تواند در شکل‌گیری این نظم جدید ایفا کند. اهمیت این پرسش زمانی بیشتر می‌شود که توجه کنیم تحولات بزرگ جهانی اغلب در بستر بحران‌ها و جنگ‌ها سرعت می‌گیرند. اکنون که ایران اسلامی درگیر تنش‌ها و درگیری‌های جدی با جریان استکبار است، این موقعیت می‌تواند به یک نقطه تعیین‌کننده تبدیل شود. از همین رو، باید دید در این مقطع حساس، وظیفه ما چیست و چگونه می‌توان از این شرایط برای ایفای یک نقش مؤثر در نظم در حال شکل‌گیری استفاده کرد.

نظم نوین جهانی چه مختصاتی دارد؟

در نگاه امام شهید، نظم جهانی در حال دگرگونی است؛ تغییری که به‌آرامی و در طول زمان شکل می‌گیرد و معمولاً در دل حوادث و بحران‌ها خود را نشان می‌دهد. نظمی که سال‌ها بر پایه یک‌جانبه‌گرایی اداره می‌شد، امروز با تردید جدی ملت‌ها مواجه شده است. بسیاری از کشورها دیگر تمایلی به پذیرش چنین ساختاری ندارند. در همین فضا، یک جابه‌جایی مهم در حال رخ دادن است: تمرکز قدرت به‌تدریج از غرب به سمت آسیا حرکت می‌کند. همزمان، گفتمان مقاومت در حال گسترش است و کشورها بیش از گذشته به دنبال استقلال و ایستادگی در برابر فشارها هستند. این مجموعه تحولات نشان می‌دهد که شکل اداره جهان در حال تغییر است.

نشانه‌های عینی این تغییر چیست؟

اگر به وضعیت امروز نگاه کنیم، نشانه‌های این تغییر به‌وضوح دیده می‌شود. در آمریکا، اختلافات داخلی و دوگانگی‌های سیاسی افزایش یافته و این موضوع بر قدرت تصمیم‌گیری آن‌ها اثر گذاشته است. در سطح بین‌المللی نیز دیگر نمی‌توانند مانند گذشته پروژه‌های خود را پیش ببرند. حتی در میان متحدانشان هم شکاف‌هایی به وجود آمده که روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

اگر به وضعیت امروز نگاه کنیم، نشانه‌های این تغییر به‌وضوح دیده می‌شود. در آمریکا، اختلافات داخلی و دوگانگی‌های سیاسی افزایش یافته و این موضوع بر قدرت تصمیم‌گیری آن‌ها اثر گذاشته است. در سطح بین‌المللی نیز دیگر نمی‌توانند مانند گذشته پروژه‌های خود را پیش ببرند. حتی در میان متحدانشان هم شکاف‌هایی به وجود آمده که روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

در سوی دیگر، رژیم صهیونیستی با مشکلات جدی در داخل روبه‌روست؛ از بی‌ثباتی سیاسی گرفته تا شکاف‌های اجتماعی و افزایش خروج ساکنان. در مقابل، جریان مقاومت توانسته موقعیت خود را تقویت کند و حضورش را گسترش دهد. در سطح جهانی هم کشورها به‌دنبال راه‌هایی هستند که وابستگی خود را به نظم غربی کاهش دهند و همکاری‌های جدیدی را شکل دهند. همه این‌ها نشانه‌هایی است از اینکه جهان در حال عبور از یک مرحله به مرحله‌ای دیگر است.

نقش ایران در این نظم چه باید باشد؟

در چنین شرایطی، مسئله مهم این است که ایران چه جایگاهی برای خود تعریف می‌کند. با توجه به ظرفیت‌هایی که کشور در اختیار دارد، امکان ایفای یک نقش مؤثر وجود دارد. این ظرفیت‌ها فقط به منابع طبیعی یا موقعیت جغرافیایی محدود نمی‌شود؛ نیروی انسانی توانمند و یک الگوی حکمرانی خاص نیز در اختیار کشور است که می‌تواند در سطح جهانی اثرگذار باشد.

بنابراین، لازم است نگاه از حالت منفعل خارج شود و به سمت نقش‌آفرینی فعال حرکت کند. این نقش‌آفرینی می‌تواند در عرصه‌های مختلف شکل بگیرد؛ از سیاست خارجی و اقتصاد گرفته تا حوزه‌های فرهنگی و گفتمانی. اگر این ظرفیت‌ها به‌درستی به کار گرفته شود، ایران می‌تواند در شکل‌گیری مناسبات جدید جهانی سهم قابل توجهی داشته باشد.

چرا جنگ، بهترین فرصت برای حرکت به سمت نظم نوین است؟

مرور تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که تحولات بزرگ جهانی اغلب در دل جنگ‌ها شکل گرفته‌اند. جنگ‌ها نقاطی هستند که در آن‌ها ضعف‌ها آشکار می‌شود و هزینه‌های ادامه وضع موجود بالا می‌رود. در چنین شرایطی، فضا برای تغییر باز می‌شود و بازیگران جدید می‌توانند جایگاه خود را تثبیت کنند.

آنچه امروز در جهان در حال رخ دادن است نیز از همین جنس است. درگیری‌ها و تنش‌های جاری، فشار زیادی بر قدرت‌های مسلط وارد کرده و توان آن‌ها برای مدیریت شرایط را کاهش داده است. در مقابل، برای کشورهایی که به دنبال نقش‌آفرینی هستند، فرصت‌هایی ایجاد شده که شاید در شرایط عادی به‌دست نمی‌آمد. به همین دلیل، این مقطع را باید یک لحظه مهم تاریخی دانست که می‌تواند مسیر آینده جهان را تغییر دهد.

در شرایط جنگ، چه اقدام عاجلی باید انجام شود؟

هرچند شکل‌گیری نظم جدید زمان‌بر است، اما این به معنای دست روی دست گذاشتن نیست. اتفاقاً در همین مقاطع حساس، تصمیم‌ها و اقدامات می‌توانند اثر تعیین‌کننده داشته باشند. مهم‌ترین کار این است که ظرفیت‌های موجود به اقدام‌های عملی تبدیل شود.

در این مسیر، اقداماتی مانند طراحی قواعد منطقه‌ای، ایجاد همکاری‌های جدید با کشورهای همسو، تقویت سازوکارهای اقتصادی مستقل، استفاده از موقعیت ترانزیتی کشور، فعال‌تر شدن در عرصه دیپلماسی و توجه جدی به حوزه رسانه و روایت‌سازی اهمیت زیادی دارد. همچنین باید به سمت ایجاد سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای حرکت کرد که متکی به ظرفیت‌های داخلی و منطقه‌ای باشد.

در نهایت، اگر این اقدامات با نگاه دقیق و به‌موقع انجام شود، ایران می‌تواند جایگاهی فراتر از یک بازیگر عادی پیدا کند و در شکل‌گیری نظم آینده نقش‌آفرینی کند؛ نظمی که نشانه‌های آن از همین امروز در حال نمایان شدن است.